عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
203
رساله افيونيه ( فارسى )
مغص : دل پيچه ، پيچيدن ناف و برينش . ( تكملة الاصناف ، ج 2 ، ص 632 ) مكسر : المى است كه گويا آن موضع را مىشكنند . ( ذخيرهء خوارزمشاهى ، ج 2 ، ص 111 ) ناسور شدن : زخمى كه به سختى درمان مىشود ، فيستول . ( اغراض الطّبيه ، ج 2 ، ص 354 ) . نافض : منظور از آن تب سرد و تب لرزه است . از تبهاى با لرزه است كه آن را به تازى نافض گويند و رعده نيز گويند . ( ذخيرهء خوارزمشاهى ، ج 2 ، ص 36 ) نخس : خلش ، خاراندن ، سيخونك . ( اغراض الطّبيه ، ج 2 ، ص 356 ) نزف دم از رحم : خونريزى از رحم . نزلات حارّه : نزلههاى گرم . نسيان : فراموشى ، از ياد رفتن آنچه در ياد داشتهاند و يا در ياد گيرند به سبب فساد قوّت ذكر يا فكر يا تخيّل . ( لغت نامهء دهخدا ) نفخ : آماسيدگى شكم از باد ( تكملة الاصناف ، ج 2 ، ص 737 ) نقرس : يكى از دردهاى مفاصل است و نشانهء اختصاصى آن ورم و درد است . ( مفتاح الطّب ، ص 331 ) وجع الورك : درد ناحيه سرين و كفل وجع خاصره : درد تهيگاه . وجع خصيتين : دردى كه در بيضهها مىپيچد . وجع خوذه : دردى است در ناحيهء سر و صورت و در واقع كلّ سر انسان كه گويى در سر چيزى سنگينى مىكند و چيزى مانند كلاه خود بر روى سر انسان نهادهاند . در واقع خوذ همان خود و كلاه خود است . وجع سپرز : درد طحال را گويند . وجع : درد . ( تكملة الاصناف ، ج 1 ، ص 754 ) ورم كليه : برآمدن و آماسيدن كليه هزال : لاغر گرديدن ( منتهى الارب ) يبس فم : خشكى دهان يرقان : بيمارى زردى .